سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :54
کل بازدید :212083
تعداد کل یاداشت ها : 171
99/7/1
5:37 ص
مشخصات مدیروبلاگ
فرشته[244]
سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان خود گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر قرار داد و هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید که خدا بر هر چیز قادر است.(سوره فاطر، آیه 1)

آن روز در حرم امام رضا (ع) وقتی دستم از دست پر مهر مادرم رها شد اشک ریزان به گنبد طلا نگاه کردم.  لبخندی مهربان را دیدم که مرا از امید لبریز می کرد.
دوان دوان و اشک ریزان به کنار خادم دلسوز امام رضا (ع) رفتم. دستم را گرفت و آرامم کرد.

- گریه نکن خانم کوچولو! الان مادرت می آید.
با شکیبایی خادم و بعد از چندین ساعت دستم را در دست مادر دیدم.
اشک شوق می ریختم و از امام رضا و خدای او سپاس گذار بودم.

دیگر رهایت نمی کنم!
از همان زمان دلم را سپردم. دلی را که چون کبوتری در بالای سقاخانه ی حرم، سرش را در پَر، فرو کرده و اشکها را به سقاخانه هدیه می کند. من اصلا دلی ندارم. آن را باختم؛ از همان کودکی. و تو ربودیش به همین سادگی و پاکی!

افتخار می کنم که زادگاهم به مکان مقدس در شناسنامه تبرک یافت.
ولی اکنون غربتت را درک می کنم،یا غریب الغربا!
فراموش نمی کنم همچون آهویی در آغوشت سر سپردم، ضامن تنهاییم شدی و نجاتم دادی! یا ضامن آهو!
در کنار خواهرت چشمانت را نظاره می کنم و دستانی که دستان ضعیفم را گرفت، لمس می کنم و آرام می شوم، یا معین الضعفا!
آن خاطره ی روزهای کودکی در حرم باصفای امام غریب، تا آخر عمر در افکار پریشانم می ماند؛ حتا اگر روزی نباشم.

گفت: «می خواهم حتا یاد او را بعد از مرگ نیز از یاد نبرم. این باشد برای عذاب گناهی که در برابرش مرتکب شدم.» گفتم: «تو نباید خودت را اینقدر عذاب دهی و لحظات و زندگی را بر خود تلخ کنی!»
اکنون می فهمم که اشتباه به او گفتم. چون او عاشق بود و لبریز ار عشق. می خواهد در عشق معشوق شعله کشد حتا بعد از مرگ. «بسوز از جان و دل در عشق ِ معشوق! بسوز!»

این عشق الهی که ما را به طواف کعبه ی دل مشتاق می سازد، به این جهان مادی فروکش نمی کند؛ بلکه کاخ خوشبختی را نیز در کنار معشوقه هایمان در جهان ابدی بنا می سازد. می خواهم همیشه اینگونه عاشق باشم. امام رضا! خوب می دانی که چه می گویم!؟
خدایا! تو که مرا خوانده ای، تو که زاری مرا نقبی به خانه ی اجابتت زده ای، تو که مرا به درون پذیرفته ای، به خودت سوگند که تشنه ی محبتم، مرا در کنار خویش بنشان و از رحمت خویش جرعه ای به من بنوشان!

آمدن به کافی نت برایم خیلی سخته، خیلی؛ ولی به عشق تو آمدم و نوشتم، یا امام رضای غریب!