سفارش تبلیغ
آموزش رایگان سئو، سئو روز
آموزش رایگان سئو، سئو روز
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :49
بازدید دیروز :53
کل بازدید :232593
تعداد کل یاداشت ها : 171
100/3/22
4:25 ع
مشخصات مدیروبلاگ
فرشته[244]
سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان خود گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر قرار داد و هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید که خدا بر هر چیز قادر است.(سوره فاطر، آیه 1)

نشستی مثل بچه ی آدم داری درست رو می خونی، کارهات رو انجام میدی، وبلاگ می نویسی، وبلاگ می خونی، کلاس کامپیوتر میری و... یوهو میاد توی زندگیت. فکرت رو مشغول می کنه. از کار رو زندگی می اندازتت. حرفهاش یادت می یاد. صداش، کارهاش، مهربونیش، قیافش و... فکرت رو از همه چیز باز می داره.

ولی ترس...ترس را چه باید کرد. به کجا پناه برد از ترس. ترسی که از لحظه ی اولین نگاه توی قلبم خونه کرده. ترس جدایی. ترس نرسیدن، ترس دوری...
حالم از هرچی ترسه به هم می خوره!
میگه: «چقدر ناامیدی». میگم: «امید به چی؟» ... صدایی نمی آید.

...........................................................................................

برایش ماجرای دوستم را تعریف کردم.
گفتم:« چش شده این دختر؟!»
میگه:« یحتمل عاشق شده»
میگم:« مگه میشه عاشق کسی شد که هزار نفر رو دوست داشته باشه و باهاشون بوده و خودش هم اعتراف کرده؟»
میگه:« دختر تو کجای کاری. تو چه می دونی وقتی عشق می یاد در خونت رو می کوبه، چه لذتی داره با سر بدوی و در رو باز کنی.»
میگم:« قبول. ولی مگه نمی دونه پسره چقدر ازش دوره. عمرا پاشه بیاد با این ازدواج کنه. اون همه دختر خوب اونجا هست.»
میگه:« تو از کجا می دونی که دختره هم واسه ازدواج باهاش رابطه داره؟»
میگم:« این دختر نجیبی رو که من می شناسم فکر نکنم برای چیزی دیگه باهاش رابطه داشته باشه. الان هم طرف رو خیلی دوسش داره وگرنه راضی به همین صحبت کوتاه هم نمی شد. راستی اگه واقعا عاشق شده باشه، باید دخترک چه کار کنه؟»
میگه:« اگر به هم رسیدن که خوش به حالش ولی اگر نرسیدن نباید پسره رو به خاطر رابطش که هدف ازدواج نبوده، ببخشه».

حرفی نداشتم بگم. فقط توی دلم گفتم شاید یک میلیون بار این چیزها را شنیدم و چقدر تکراری شده. ولی به نظرم سنگین می تونه باشه که دختره به کسی که دوستش داره بگه:« برات آروزی خوشبختی می کنم واین که به عشقت برسی.» و در جواب بشنوه:« خیلی ممنونم. دعامون کنین».

و این داستان هم چنان ادامه دارد...