سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :42
بازدید دیروز :53
کل بازدید :232586
تعداد کل یاداشت ها : 171
100/3/22
4:0 ع
مشخصات مدیروبلاگ
فرشته[244]
سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان خود گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر قرار داد و هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید که خدا بر هر چیز قادر است.(سوره فاطر، آیه 1)

دیگران خاطرات گذشته ی خود را گرامی می شمارند و در ساعات تنهایی ساعت ها با به یاد آوردن گذشته ی شیرین خود در عالم رویا فرو می روند و چه بسا که لذت فراوان از این یادآوری، در خود احساس می کنند.

من همیشه از خاطرات گذشته ی خود فراری و بیزارم زیرا هیچ کدام از خاطره های من با خوشی و مسرت آمیخته نیست و گذشته ی من جز با درد و رنج حاصل دیگری نداشته است.با تمام این احوال از یاد کردن خاطرات دماوند که لذت آن را نیک بیشتر احساس می کنم باکی ندارم وهمیشه دماوند را به خاطر روزها و شب هایی که با او در آنجا گذرانده ام از دل و جان دوست دارم ! ای کوه بلند پا برجا،تو ای دماوند زیبا و عروس کهنسال گیتی که شاهد روزها و شب هایی هستی که من در زیر دامنه ی تو در میان درختان تنومندی که بر بسترت آرمیده اندو شب ها و روزها درسایه ی عظمت تو در سکوت و تنهایی بسرمی برند با او به رازونیاز گذرانده ام و اینک آه های دل من آنقدر از دامنه ی تو بالا رفته که به قله ی بلند و بی نظیرت رسیده است.حال تو می دانی آه ها ی آتشین دل مرا با گرمی حرارت داخل خود مقایسه کنی ....آن وقت است که به خوبی خواهی توانست شدت آتش دل مرا با گرمی حرارت خود مقایسه کنی ...دریابی و بدانی آن کسی که دل ناتوان و کوچک مرا در چنان آتش بزرگ و سوزان چگونه به خاکستر کشانید .من به خاطر این گذشته تو را دوست دارم ولی جرئت نمی کنم برای بار دیگر به دیدارت بشتابم زیرا می ترسم نتوانی احساسی را که از تماشای من برتو ایجادمیشود تحمل کنم.با این همه دریک روز هنگامی که سپیده ی صبح می درخشد،با قدم های  لرزان ولی پراز تپش به اتفاق او به دیدارت خواهم شتافت!

تعجب نکن او گرچه در کنار من نیست ولی روح او تا ابدیت نمی تواند از کنار کسی که دوستش دارد دور شود،به اتفاقش به دامنه های دل پذیر تو خواهیم شتافت و در آنجا پرتشگاهی که کلیه ی عاشقان جهان در پی آنند بنا خواهیم ساخت و در آن پرتشگاه که جز ستاره ها چراغ های دیگری ندارد و به پرستش یارم خواهم پرداخت تا جان در کنارش از بدنم خارج شود و در همان فضای لایتناهی که تو را احاطه کرده است برای ابد خادم پرتشگاهی که خود ساخته ام بشوم .

حال دریافتی که چرا از خاطرات خود بیزارم!