سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :51
بازدید دیروز :53
کل بازدید :232595
تعداد کل یاداشت ها : 171
100/3/22
4:27 ع
مشخصات مدیروبلاگ
فرشته[244]
سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان خود گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر قرار داد و هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید که خدا بر هر چیز قادر است.(سوره فاطر، آیه 1)

وقتی به دنیای کوچکترها نگاه می کنم یا دوران کودکی خودم را به یاد می آورم این حرفها و فکرها همیشه تکرار می شود. این که، وقتی حرف از آینده میشد بیشتر بچه ها می گفتند دوست داریم معلم یا دکتر شویم. در دنیای پسرها هم پلیسی یا خلبانی بزرگترین حرف برای آینده شان بود.

اما من هیچ وقت نمی گفتم در آینده دوست دارم معلم، مهندس یا دکتر شوم.
همیشه می گفتم: وقتی بزرگ شوم، وقتی سرِکار بروم، وقتی پولهایم را زیاد کردم و وقتی... اولین کاری را که می کنم یک مدرسه در روستاها یا مناطقی که بچه ها نمی توانند مدرسه بروند، درست می کنم.
یا می گفتم: بزرگترین کتابخانه با هزارن کتاب را من ایجاد می کنم و قشنگترین حس در آن لحظه برایم این است که کتابهایم را در اختیار دیگران قرار دهم.

از آن روزها تا الان،با این که شاید بعضی از بچه ها آن حرفهایشان را از یاد برده باشند و اصلا به یادش نباشند؛ ولی من روز به روز این نیت را در دلم قوی تر می کنم. آیا هنوز در آن دوران کودکی ام باقی مانده ام یا از همان کودکی فکرم و نیتم بزرگ بوده؟! نیتی که از همان ابتدا برای قرب به او در دل نهادم!

چند وقت پیش به یکی از دوستانم این قصدم را گفتم؛ خنده ای بر لب آورد. با خود گفتم حتما با خودش می گوید این دختر عجب آرزویی دارد. عجب سرخوش است! این کفن ندارد که گور داشته باشد؛ پولش کجا بوده، می خواهد مدرسه درست کند؟!
خیلی جدی به صورتش نگاه کردم و گفتم: حالا که با کمک خدا و تلاش خودم می توانم مهندسی بخوانم، انشاالله روزی که پولدار شوم هیچ گاه اینها در بین خواسته هایم به ذهنم نخواهد آمد که اول بخواهم شیک ترین ماشین، بهترین گوشی همراه یا بزرگترین خانه را بخرم؛ نمی گویم که این فکرها را در سر ندارم اگر بگویم ندارم دروغ گفتم چون این ها هم جزء هدفهایم هستند ولی نه هدفهای اولیه!

خدایا تو در دل بنده هایت هستی و از پاکی نیت و حرف های او خبر داری!
ما نمی خواهیم با این حرفها خودمان را گول بزنیم که بگوییم: خدایا به من پول بده تا مدرسه و بیمارستان تاسیس کنم ولی وقتی پولدار شدیم خودمان را به دنیا ببازیم و همه نیت های خدایی را از یاد ببریم.
زنده نباشم اگر بخواهم روزی اینگونه پولدار شوم!
روزی را که من به این هدفم برسم در پیش چشمانم می بینم؛ گاهی اوقات کمی ترس در ذهنم به وجود می آید که نکند اینها فقط آرزو و رویایی بیش باشد! ولی همان لحظه به سوی او روحم را روانه می کنم. آیا گذشت زمان این امکان را به من می دهد!؟

خدایا! نیتی که از دوران کودکی با پاکی، روز به روز خالص ترش کردم؛ آیا غرور و بزرگ بینیِ یک بنده ی حقیر است؟! فقط تو میدانی و بس!